X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

زمستان دهکده خاطرات

تاریخ : پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1390 در ساعت 08:47

نظرات (4)
درود
آقا ضرغام
این صحنه ها مستم می کند وقتی برف و بوران می نشست و آسمون صاف می شد من و آقا رضا جمشیدی می رفتیم داماش وتو راه نرسیده به داماش کنار درختان یک تپه بود. همیشه داشتم می رفتم یک پلاستیک بزرگ بر می داشتم تا به آن تپه رسیدم بنشینم تو پلاستیک و در میان برف ها سرسره بخورم و جیغ بزنم تا خسته شم ....یک حالی می داد که نگو ترمز هم که نبداشتم به جاده می رسیدم جاده یخ بسته بود با سرعت به سمت دیگر جاده می رفتم و اگر درخت های کنار جاده پایین دست نبود باسرعت به پایین می رفتم.....یادش بخیر وقتی نگاه می کنم میبینم شاید از خیلی از بچه های خود داماش و جیرنده هم بیشتر خاطره دارم ...یادش به خیر یک بار جلو کمیته امداد تو یخ افتادم و انقدر سر خوردم تا نانوایی امیر بابایی و بعد خودم خنده ام گرفت .
دوست خوبم:
آنقدر باید بنویسم تا دوباره برگردی
سلام
عکس های خیلی قشنگیه من تا حالا داماش نرفتم ولی به خاطر این عکس ها هم که شده حتما میرم تا این زیبایی ها رو چشمام از نزدیک لمسشون کنه!!
(گیلدا یعنی دختر گیلان زمین)
دوست خوبم:
ممنون از شما گوشه ای از زیباییهای گیلان عزیزه حتما سر بزنید
عکس بسیار زیبایی بود.


دوست خوبم:
ممنون زیباتر هم دارم به مرور میزارم
فکر کنم از این بیشترم برف میاد نه؟
اون موقع هم که نمی شه رفت اون جا و عکس گرفت
پس به همین عکس قانع ایم
دوست خوبم:
سلام خیلی خوشحال شدم از زمستان پر برفش هم عکس دارم به موقع تقدیم می کنم نزدیک به ۱۰۰۰۰ عکس از منطقه گرفتم که به تدریج آنها را توی وبم میگذارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد