زمستان دهکده خاطرات چاپ
آنروزها زمستان دهکده خاطرات حال و هوای خاص خودشو داشت مردم در درون تونلی از برف رفت و آمد می کردند ارتفاع برف به بالای دو متر می رسید بخاری هیزمی (در تابستان ها هیزمش را فراهم می کردند) و گرمای مطبوعش چقدر دلنشین بود مخصوصا زمانهایی که دود آن خانه را پر میکرد جوراب پشمی ٫ دستکش پشمی که توسط مادر بزرگ بافته می شد همراه با کفش های پلاستیکی شادان پور مغازه مرحوم بابا خان نوروزی لذت برف بازی را دو چندان می کرد در کنار آن گندم برشته همراه با گردو و کشمش هم سرمای زمستان را قابل تحمل می کرد( نسل ما چقدر غرق طبیعت بود) تعطیلی مدارس و اسکی روی برف هم یادش به خیر .
مردم شبها نگران حمله گرگها به آغل گوسفندان بودند گاها هم این اتفاق می افتاد و خسارت سنگینی هم به اهالی دهکده خاطرات وارد می شد اما باز هم زندگی ادامه داشت و سخت کوشی و دیگر هیچ.......وزش باد و ریزش برف از درختان را نگفتم تماشای این صحنه مخصوصا اگر نزدیک درخت باشی شما را دچار خلسه می کنه ٫خوب کافیه توصیف زمستان دهکده هنوز ادامه داره منتظر باش 




