X
تبلیغات
رایتل

دامداری در دهکده خاطرات

تاریخ : سه‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1391 در ساعت 03:04

نظرات (27)
سلام.بدترین دوران زندگیمو میگذرونم.برام دعاکنین
دوست خوبم:
حتما به عنوان یک وظیفه
سلام بابا دلم میخواد الان اونجا باشم وهیچ کسی نباشه روی چمن دراز بکشم وچشمام روببندم و وقتی باز کنم هیچی جز اسمون ابری نبینم
دوباره چشمام رو ببندم ومنتظر باشم تا بارون بیادو صورتم رونوازش کنه
دوست خوبم:
آرامش آرامش آرامش
سلام..
ممنون از حضورت..

جدی بهت غبطه می خورم..دهکده زیباییه..
خیلی ازش خوشم اومد..
ایکاش می تونستم گاهی اوقاتمو اونجا سپری کنم..
خیلی خوبه که خاطراتتو می نویسی..
منم با نوشتن آروم میشم..
دوست خوبم:
وجود واقعی ما با طبیعت هست
سلام بابایی...
خوشهالم که بابایی مثل شما دارم
دوست خوبم:
ممنونم
بابایی حلالم کن
خدافظ
سلام..
دیگه سرنزدی چرا..

خیلی دوست دارم چندوقتی رو تو همچین دهکده قشنگی بگذرونم.. خوش به حالتون
دوست خوبم:
تشریف بیارید

سلام ازوبسایت شمادیدن کردم.بسیار پرمحتوابود.بنده شمارالینک کردم منتظرحضورسبزوپرمهرت هستم
دوست خوبم:
ممنونم شما هم لینک شدید
سلام باباجونم من مخلص شمام
محتاج دعام شب قدر منو فراموش نکنین...
واسم دعا کنین.
دوست خوبم:
برایتان بیداری همیشگی ذهن و استقامتی پایدار آرزومندم
باباجونم حالم خوب نیست
بابا جونم خوب این دخترت رو فراموش کردی واقعا که...
الان تو مسجدم حتما دعاتون میکنم شماهم دعام کنید.
دخترتون
سلام بابایی خسته نباشی
خیلی دوست دارم بابا جونم
سلام

چقد این عکس قشنگه...

مث یه تابلوی نقاشی میمونه...
باباجونم خدا نکنه شما سرور مایی
وقتی به شما میگم بابا یه ارامشی میگیرم نمیدونم چرا
ممنونتم بابا ازین که حتی شده برای یه لحظه باعث ارامش
دل دخترت میشی.از خدا میخوام به شما خیر دنیا واخرت رو بده
بابایی سایه ات رو بالا سر بچه هات نگه داره.
دوست دارم بابای خوبم.
راستی باباجونم اون حس خفگی که بهت گفتم بیشتر شده قلبم شدید سنگینی
میکنه میترسم اخر خفه شم دست و پا هامم خیلی بیشتر از قبل میلرزه
اروم وقرار ندارم بابایی تو میگی دخترت چی کار کنه؟؟
سلام از مطالب وبلاگتون لذت بردم. با اجازه در وبلاگم لینک کردم آدرس وبلاگتون رو. روستای داماش بیانگر خاطرات بزرگان و نیاکان من است .البته اصالت خانواده من به روستای آینه ده بر میگردد. خوشحال میشم از وبلاگ من هم دیدن کنید.
آرزوی موفقیت
www.fatima-emba.blogfa.com
بابایی دلم برات تنگ شده...
میدونم سرت شلوغه میدونم اگر وقت داشتی
دختر کوچولوت رو فراموش نمیکردی
اخه مگه به غیر از من چند تا دختر دیگه داری؟؟
باباجونم دوست دارم .بازم عیدت مبارک
سلام آقای مهرگانفرد
من خوبم.شما خوبید؟!!
بعد از مدتها اومدم وبلاگتون (البته با عرض معذرت برای سر نزدن به وبلاگتون) اولین پست و اولین عکس توجه منو بخودش جلب کرد!!!
خیلی عکس قشنگیه!!! دوست دارم ساعت ها بهش نگاه کنم!!!
از اون جالبتر کامنتهایی بود که دیدم!!! خدایی نکرده با دخترتون قهرید؟!!!!!!!!!!! چرا مجازی باهاتون صحبت میکنه؟!؟!!!
در هر صورت ممنونم از به اشتراک گذاشتن این عکس. برم سراغ پستهای دیگه.
دوست خوبم:
سلام محمد عزیز این دختر من ایرانی مقیم دبی هست که ۳ماه دختر من شده من هم پذیرفتم دختر من باشه کمکش کردم برگشت به زندگی
با سلام
آقای مهرگانفرد ممنونم به بنده افتخار دادید بنده دو سال که از عمارلو منتقل شدم اما دلم همیشه با عمارلوست مرا جادو کرده عمارلو! یه چیزی یه هارمونی در اون طبیعت هست که دل کندن محاله! رستوران سنتی ابوی محترمتان پاتوق همیشگی بنده بوده
یادش بخیر. داماش و اون طبیعت سحرآمیز اینجا کنج این دلم یادش به یادگار هست و نامش جاودان...
دوست خوبم:
هر جا هستید موفق باشید
چه جای با صفایی
دوست خوبم:
تشریف بیارید
باسلام ودرود
استاد عزیزی که هنوز سعادت دیدار با شما را نداشتم بنده هم اندکی پایین تر از شما زندگی می کنم و با این زیبایی ها بیگانه نیستم ولی خاطرات وکمال قلم شما وتصاویر زیبایی که انتخاب نموده اید احساس زیبا ولطیفی به انسان القا میکند فوق العاده زیباست.
دوست خوبم:
سلام ممنونم طبیعت اصالت ماست و روحمان در طبیعت آرام میگیرد از اینکه با احساس طبیعی دهکده خاطرات را تجربه کردید سپاسگزارم
سلام
آقای مهرگانفرد اون کلاهی که روی سر شماست مرا به یاد سرمای جیرنده می اندازد و همچنین برف سالهای 85 -86که من معلم حق التدریس روستاهای انبوه و نوده بودم وبلاگ شما مرا تسلی خواهد بود که عمارلو و آن فضاهای خاطره انگیزش را همین
حوالی احساس کنم و در این فضای مجازی به اون دنیای واقعی خودم خواهم اندیشید
دوست خوبم:
سلام با این عکس حس سرما القا میشه از ریزبینی شما ممنونم
جناب مهرگانفرد عزیز منت بزرگی گذاشتید وبه وبلاگ بنده سر زدید امیدوارم از مطالب خوشتون اومده باشه و امیدورم با نظرات سازندتون به بنده کمک کنید.با تشکر
دوست خوبم:
مصطفای عزیز لطف دارید
از تصویری که میبینم میروم به خاطرات گذشته به دوران کودکی به یاد داستانهای پدربزرگه بنده که چندین سال در منطقه جیرنده عمارلو سرجنگلبان بودندمرحوم ذبیح اله صالحی چقدر دلم براش تنگ شده دلم برای سکوت و ارامش ییلاق تنگ شده صدای چوپان وزنگوله گوسفندان که سکوت رو در میان مه میشکند اخ کجایی کودکی کجایی وطنم .
دوست خوبم:
خدایش بیامرزد. از حس مشترکی که دارید سپاسگزارم
سلام
وبلاگ جالبی دارین بهتون تبریک میگم خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرتون هستم
سلام استااااااااااااااااااااااااااااد.
تصاویری که انتخاب میکنید همچون مطالبتون زیباست.
واقعا حق با شماست زندگی بدون استرس هیچ تذتی ندارد.
دوست خوبم:
بله هیچ موفقیتی بدون استرس به دست نمی آید سرشار از مهارت کنترل استرس باشید
فوق العادست
رویایی و بکر .
دوست خوبم:
دهکده خاطرات تماما رویایی است:
چه عکس قشنگی.
دوست خوبم:
قشنگی های دهکده تمامی ندارد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد