بی قراری برای دهکده خاطرات

تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1391 در ساعت 10:59

گالشها و دهکده خاطرات

تاریخ : پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1391 در ساعت 18:57

این وقت سال گالشها با گله های بزرگ گاو و گوسفند از اطراف لاهیجان به سمت دهکده خاطرات مهاجرت می کردند و در نزدیکی دهکده در منطقه ای به نام انگورچاله و چراغکوه(چراکوه) اسکان پیدا میکردند هر چند حجم زیاد دامها به جنگل و مراتع دهکده و اطراف آن خسارت زیادی وارد می کرد اما تا سال بعد ترمیم میشد ضمن اینکه حضور گله های دام زیبایی خاصی به طبیعت می داد و فراورده های دامی هم به فراوانی در دسترس بود! اهالی دهکده هم ارتباط خوبی با آنها داشتند حتی کار به خویشاوندی هم می کشید بخش جالب این ارتباط زمانی بود که اهالی دهکده به آنها لقب مورد علاقه آنها را که در میان فرهنگشان حاکی از احترام بود می دادند{ سرگالش} معروفترین شان سر گالش قربانعلی(قرنعلی) بود خدایش بیامرزد دامهای زیادی داشت و مهمان نوازیش زبانزد عام وخاص بود  مردم روستاهای اطراف با احترام از او یاد میکردند. برای ورود به قلمرو آنها باید از هفت خوان رستم می گذشتید سگهای خطرناک اطراف محله را محاصره کرده بودند و کسی به راحتی نمی توانست وارد قلمرو گالشها شود مگر قبلا هماهنگی میکرد نسل ما هم با کنجکاوی خاصش میخواست از راز این محله سر در بیاورد از قضا روزی با لندروور یکی از دوستای بابام به آنجا رفتیم گذشتن از سد محافظان محله با ماشین هم سخت بود اما زیبایی خودش را داشت ..... در پست بعدی آنجا را برایتان توصیف می کنم تا بعد..

مه به یاد ماندنی دهکده خاطرات

تاریخ : جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391 در ساعت 19:23