دوشنبه عزیز در دهکده خاطرات2

تاریخ : سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1392 در ساعت 01:14

ادامه از پست قبل ........باد سردی می وزید ، فرو رفتن های گاه و بی گاه من درون برف ادامه داشت ، بوق ممتد پاترول ترس منو بیشتر می کرد اما همچنان پوشش برفی زیبای کوه های اطراف و مراتع دهکده مانع از تصمیم به بازگشت من می شد حالا پاترول هم دنده عقب به سمت خروجی دهکده و مسیری که من بودم طی طریق می کند احساس برگشت در من قوی تر می شود و با عجله به سمت اتومبیل حرکت می کنم و افتان و خیزان در درون برف ها خودم را به پاترول می رسانم نگرانی دوستان  کاملا مشهود هست به سمت جاده خروجی سمت غربی دهکده حرکت می کنیم اما زیبایی های دهکده تمامی ندارد درون اتومبیل هم بیکار نمی مانم عکس هایی از مناظر مختلف برفی را هم ثبت می کنم بعد گذر از پیچ سخت و یخ زده به ارتفاعات جنوبی دهکده وارد می شویم حالا دیگه دهکده را از نمای بالا می توان نظاره کرد که در کوه های اطراف محاصره شده است وقتی به جنگل راش اطراف دهکده نگاه می کنی برف زیادی در کف جنگل خودنمایی می کند و نوید سالی پر آب و سرسبز را به هر دوستدار طبیعت می دهد کمی در خاطرات دورتر خودم غرق می شوم و ذهنم آنها را بازسازی می کند دلم برای آن دوران تنگ می شود،،،( این روز ها هم خبرهای خوبی از قدیمی های دهکده به گوش نمی رسد  یکی یکی در حال کوچ کردن هستند انگار دهکده دارد یکی یکی نمادهای خودش را از دست می دهد آنها هویت اجتماعی دهکده بودند و نبودشان لذت حضور در دهکده را کم می کند دیگر کسی نیست خاطرات قدیم دهکده را نقل کند!!!!!!!) هر چه به سمت جیرنده می رویم از حجم برف کاسته می شود و کم کم جسم مان از دهکده کنده می شود ولی روحمان هنوز درگیر است.....تا خاطره ای دیگر بدرود

و باز هم زمستان دهکده

تاریخ : چهارشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1392 در ساعت 22:55